مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

297

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> را خلع نمود بر منبر بر شد ومدتي دراز بنشست ، آن‌گاه خدا را با بيانى بس بليغ وكلامي بس يليغ 1 حمد وثنا بگذاشت ، ورسول خدا صلى الله عليه وآله را با نيكوترين تحيّت درودفرستاد [ . . . ] گفت : « اى مردمان ، هيچ شايق امارت وحكومت شما نيستم ، چه از شما بسيار در كراهت هستم ونيز مىدانم كه شما هم از مادر بليّت كراهت هستيد ، چه ما به سبب شما وطمع در شما ودنياي شما گرفتار بلاييم وشما نيز به واسطهء متابعت هواي نفس ما وحكومت ما دچار عناييد ، وهيچ چيز باعث وعلّت اين بلا وبليّت نگشت جز اين‌كه پدرم معاوية به سبب هواي نفس ناپروا وطلب دنيا با آن‌كس كه از أو واز هر كس نيز كه جز اوست أفضل بود در كار خلافت منازعت كرد ، يعنى با چون علي بن ابىطالب كه به واسطهء قربت وقرابت با حضرت رسول خداى صلى الله عليه وآله وآن عظمت فضل وفضيلت سبقت در اسلام بر تمامت مهاجرين قدر ومنزلتش برتر وفزون‌تر ، واز جمله ايشان ، قلبش محكم‌تر وعلمش بيشتر ، در قدمت ادراك صحبت رسول خداى صلى الله عليه وآله شرف ومنزلتش أعلى واشرف ، پسر عمّ رسول خداى وداماد أو ، با آن حضرت در مقام اخوّت بود ، ورسول خداى دخترش فاطمه را بدو تزويج كرد واين مزاوجت از روى كمال ميل آن حضرت وزوجه وزوج از در اختيار ، نه چون مصاهرت ديگران با رسول خداى كه از در اكراه بود روى نمود . وعلي بن ابىطالب پدر دو سبط پيغمبر حسن وحسين سيّد جوانان أهل بهشت است كه برتر وفزونتر از تمامت امّت بودند ودر دامان پيغمبر تربيت شدند ودو پسر فاطمهء بتول از شجرهء طيّبهء طاهره زكيّه سلام اللَّه عليهم باشند ، وجدّ من با مانند علىبن ابىطالب با اين شرف وشرافت وفضل وفضيلت كه از عرصهء آفرينش برتر وفزون‌تر بود در كار خلافت منازعت كرد ، وبه أموري مرتكب وراكب گرديد وبا آن حضرت از در مخالفت بيرون دويد ، كه شما بر آن جمله همه آگاهيد وشما نيز براي انتظام امر أو وتقويت هواي نفس أو با أو همراهى كرديد ومرتكب أموري شديد كه بر شما مجهول نيست ، چندانكه براي جدّم معاوية أمور دنيوية ومقاصد نفسيه وأوهام زشت فرجامش را قرين انضباط وانتظام آورديد وبراي انجام مرام خودتان أو را بر بارهء آرزو سوار كرديد . تا گاهى كه مدّت معلوم سپرى اجل محتوم أو را درسپرد وآفات ونوازل روزگارش درهم شكست ، واينك گروگان كردار خود در گور خود بدون يار ومعين ورفيق وشفيق بيفتاده ، وآن چه در اين جهان بپاى آورده وبه آنچه از در ظلم وستم مرتكب گشته سزايش را در كنارش نگران است ، چون معاوية درگذشت پدرم يزيد بر جايش بنشست وبه سبب دوستى پدرش معاوية با أو امر امّت را بدو حوالت كرد ويزيد كافل أمور امّت گشت واين بار گران بر گردن بربست ، با اين‌كه بدون شك وريب با آن أطوار ناستوده وارتكاب افعال منهيّهء غير مرضيه واخلاق ناپسنديده واسراف در معاصي وملاهي كه أو را بود وهميشه بر نفس خويش ستم مىنمود به هيچ‌وجه شايسته خلافت وامارت محمّد صلى الله عليه وآله نبود . وچون خلافت يافت به هواي نفس خويش كار كرد ، وخطاهاى خود را به صواب شمرد ، وافعال زشت خويش را نيكو خواند ودر حضرت يزدان وقتل أولاد خاتم پيغمبران وشكستن محرمات الهى جانب